راز ماندن
کوه پرسید ز رود
راز ماندن در چیست؟
گفت در رفتن من
کوه پرسید و من؟
گفت در ماندن تو
بلبلی گفت و من؟
خنده ای کرد و گفت : در غزلخوانی تو
آه از آن آبادی که در آن کوه رود٬
رود مرداب شود٬
و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد
ونخواند دیگر٬
راز ماندن جز در
خواندن من ٬ماندن تو٬ رفتن یاران سفر کرده یمان نیست٬ بدان!
زنده یاد ابوالفضل سپهر
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 12:18 توسط مجید تولایی
|
بسم الله