خسته شدیم از آدم نشدن!

هر سال اول ماه رمضان که میشه میگیم امسال رو کلی استفاده می بریم.دیگه امسال اخرشه.ولی وقتی روزهای آخر ماه که می رسه باز می بینیم هر سال دریغ از پارسال و باز غبطه می خوریم به رفتنش.امسال هم گذشت.به قول فیلم مادرکه عبدی می گفت مادر مرد ازبس نفس نکشید حالا ما هم خسته شدیم ازبس آدم نشدیم.

علي رستگار شد!

نسيمي غنچه اي رابازمي كرد                     

به گوش غنچه كم كم ياعلي گفت

چمن باريزش باران رحمت

دعايي كرد و او هم ياعلي گفت

علي را ضربتي كاري نمي شد

گمانم ابن ملجم هم ياعلي گفت

ضربت خوردن عدالت تسليت

صدقه به جای بیمه!

دیروز با یکی از دوستان صحبت بیمه شد دیدم خیلی با عصبانیت گفت:بیمه کردن وسایل حماقته.نادیده گرفتن خداست چون صدقه رفع بلا می کنه.از این قیاس خیلی عصبانی شدم.کلی درباره عقل و شرع بحث کردیم ولی قانع نشد.می گفت تاحالا موتورم رو بیمه نکردم اما پول بیمه رو توی صندوق صدقات میندازم.تا حالا اینطوری ندیده بودم به همین خاطر با تندی جواب دادم و نتیجه هم نگرفتم...

بسم الله

کوچیک که بودم خیلی عصبی بودم.باهمه دعوامیکردم.دندونام رو میگذاشتم روهم و فشارمی دادم.دوران کودکیم اوج جنگ بود.یه فامیل داشتیم که هر وقت منو می دید می گفت چطوری جنگ زده. من هم عصبانی می شدم می گفتم خوبم زنگ زده.برای وبلاگم فکر کردم چه اسمی بگذارم یاد همین جنگ زده افتادم. اما باور کنید الان جنگ زده نیستم....نمی دونم شاید هم باشم.