1- از راه دور آمده تا پیامبری که سالهاست بدو ایمان آورده را از نزدیک ببیند. اوصافش دل از او ربوده و حال مانده که دیدن رویش با اوچه میکند. مینشیند اما خبری از پیامبر خدا نیست. به يكي از اصحاب میگوید اگر رسول رحمت آمد سلام مرا به ايشان برسانید و بگویید که چگونه مشتاق ديدارش بودم.
جوان فرصت ماندن ندارد چراکه مادر فرتوت و مریض احوالش چشم به راه است و او هم دل درهمان مدینه میگذارد و باز میگردد.
ساعتی نگذشته که پیامبر خدا از راه میرسد و حرفی نزده و نپرسیده، چهرهاش شاداب میشود و میگوید: بوی بهشت را میشونم؛ اویس اینجا بود؟
اویس محمد(ص) ندیده، پیامبر شناس و ولی شناس است و طلحه و زبیر پا در رکاب او، دل در گرو شیطان دارند و پيامبر نشناس.
2- علی(ع) از غفلت یاران و افتراقشان و کثرت دشمنان و وحدت شان دل آزرده است. میگوید کاش خدا من را از شما میگرفت و بدتر از من نصیبتان میکرد.
علی آزرده است و رنجور، نه از معاویه که او رسم و مرامش دشمنی است، بلکه از به اصطلاح یاران خیمه نشينش که شمشیرهای براق از نیام در آوردهاند و میگویند یا بگو مالک برگردد یا که تورا میکشیم.
«چه بسا نزدیکی که از هر دوری دورتراست و چه بسا دوری که از نزدیکی نزدیکتر» علی است که از دوری نزدیکان خود و نافهمی و دنیاطلبییشان به ستوه آمده و در اوج رذالت نزدیکان، بشارت علی ندیدهها و علی شناسها را میدهد که شاید در طول تاریخ بیایند و از همه خیمه نشینان صفين وپيشاني پينه بستههاي نهروان، ولی شناستر باشند.
3- هزار و سیصدواندی سال بعد آمده و روبروی پیرمرد نشسته و میگوید: شما با چه نیروهایی میخواهید مبارزه کنید؟ شما که کسی را ندارید؟
پیرمرد دل آرام، دستی بر محاسن میکشد و میگوید یاران من در گهواره هستند واین یعنی بشارت زايش ياران روحالله.
4-نوزادی، کودکی و نوجوانیاش را در دوران طاغوت گذرانده، روزها از کنار سینماها و کابارهها و دانسینگها رد شده؛ کتاب درسیاش را که ورق زده عکس شاه و فرح و ولیعهد را دیده و حالا رسیده به 11 سالگی که روزنامهها تیتر زدهاند «شاه رفت».
دوسال بیشتر از انقلاب امام و پدر ومادرش نگذشته که کودک گهوارهای امام، سینه سپر میکند و نارنجک به خود می بندد تا خرمشهر عزیزش در بند نباشد.
حسین فهمیده 13 ساله که روزگاری امید مرادش به امثال او بود، میشود رهبر مرادش.ميگويندحسين مراد خود را هيچ گاه از نزديك نديده بود...
5- میگویند این نسل امام ندیده، انقلاب ندیده، فهمیدهها را هم كه نفهمیده و همتها را در آغوش نکشیده، پس این نسل، نسل دور است؛ نسل بیگانه از خویش و امام رحلت کرده و حالا به مرز 20 سالگی رسیده و سؤال براي من و ما اینجاست که مگر امام شناسي و فهميده بودن به دیدن است؟!
که اگر به ديدن بود نه عشق محمد(ص) در سینه اویس بود و نه حب علی(ع) در دل علی دوستان و نه محبت خميني(ره) در دل فهميدهها!
۶- پيامبر خدا و اصحاب نشسته اند كه آيه وحي نازل ميشود "اگر از پيروي خدا و رسولش روي برگردانند،خداوند بهجاي شما، قومي بياورد كه مانند شما نيستند. (بلكه بهتر از شمايند و در راه پيروي از خدا گا م برميدارند)"
اصحاب از پيامبر ميپرسند كه اي رسول خدا اين قوم چه كساني هستند؟پیامبر دست روی شانه سلمان می گذلرد و می فرماید اینان از قوم سلمان هستند.
قوم سلمان شايد من و تو و همه فهميدههاي اين سرزمين باشيم كه چون اويس روح الله نديده قرار است رسالت مان را به پايان ببريم.